شعر درس هفدهم دوم راهنمایی
خدایا به خورشید گیتیفروز به پرتو فشانیش در نیمروز
گیتیفروز: فروزندهی جهان، روشن کنندهی جهان پرتو: نور، روشنایی
نیمروز: وسط روز، وقت ظهر(نام باستانی سرزمین سیستان) پرتوفشانی: نورافشانی
خدایا تو را به خورشید جهانتاب و به نورافشانیاش به هنگام ظهر سوگند میدهم.
جهان را سراسر ز لفظ دری عطا کن نشاطِ زبانآوری
جهان را سراسر: سراسرِ جهان را لفظ دری: زبان درباری ایران، زبان فارسی
نشاط: شادمانی لفظ: زبان زبانآوری: سخنوری، بلاغت
سراسرِ جهان را با زبان فارسی نشاط و سرزندگی سخنوری عطا کن.
فزون کن به عالم شکر خند را روایی ده این پارسی قند را
فزون کن: زیاد به کار ببند شکر خند: ترکیب وصفی مقلوب(خندهی شکر) روایی: رواج، گسترش پارسی قند: قندِ زبان پارسی(اضافهی تشبیهی)
خندههای شکرین را در دنیا افزون کن و قند زبان پارسی را رواج و گسترش بده.
خدایا به گردان سپهر بلند به مردان صاحب دل دردمند
گردان: گردنده، چرخان سپهر: آسمان صاحبدل: عارف، آگاه
خدایا به آسمان بلندِ گردنده و به انسانهای آگاه و دردمندت قسم میدهم.
همه مردم از لطفت ای بینیاز عزیزند و آزاده و سرفراز
عزیز: گرامی، ارجمند آزاده: وارسته سرفراز: سربلند
ای خداوند بینیاز! مردم به لطف تو گرامی و وارسته و سربلند هستند.
به جانند و دل در پی راستی گریزندهاند از کژی کاستی
به جانند و دل: با جان و دل در پیِ راستی: به دنبال درستکاری و صداقت گریزنده: فراری، گریزان
گژی: ناراستی، کجروی کاستی: تنبلی، سستی، کاهلی
با جان و دل به دنبال درستکاری و صداقتاند و از ناراستی و کجرویها گریزاناند.
پیامآور صلح و مهرند و داد جهان را بدین گونه خواهند شاد
داد: عدل و انصاف مهر: دوستی، محبّت
مردمی که پیام آور صلح و محبّت و انصاف و عدالتاند و به این گونه دنیا را شاد میخواهند.
تو ای نازنین میهن ای خاک پاک زانوار حق چهرهات تابناک
انوار: ج مکسّر نور تابناک: درخشان، روشن
ای خاکِ پاکِ وطن و ای میهنِ نازنین! چهرهات از نورِ خداوند روشن باد.
دو دست نیایش بر آرم فراز چنین خواهم از حق به راز و نیاز
نیایش: دعا، راز و نیاز برآرم فراز: بالا میآورم، بلند میکنم
دو دستِ دعا را به آسمان بلند میکنم و با راز و نیاز از خداوند پنین میخواهم.
سر سرفرازش به خورشید سای به شادان دلش شادی جانفزای
سرفراز: سربلند به خورشید سای: به خورشید برسان سای: بُنِ مضارع از ساییدن
سرِ با افتخارش را به خورشید برسان و به دلِ شادش شادی جان را بیفزای.
سپس روکنم سرخوش ازشهدِ عشق به ایران وگویم بدین مهد عشق
شهدِ عشق: اضافهی تشبیهی(عشق در شیرینی به شعر تشبیه شدهاست). سرخوش: سرمست، شادمان
شهد: عسل، انگبین بدین: به این مهدِ عشق: اضافهی تشبیهی(مهد: گاهواره) عشق به گهواره تشبیه شده است که بسیار آرامش بخش است. با بیت بعدی موقوفالمعانی است.
بعد در حالی که از شیرینی عشق سرخوش و سرمست بودم، به ایران رو میکنم و به این گهوارهی عشق میگویم:
ایا گاهوار عزیزان من تو ای ایزدی مرز ایران من
ایا: منادا(ای) گاهوار: گهواره ایزدی مرز: مرز و بوم خدایی با بیت بعدی موقوفالمعانیاست.
ای گاهوارهی عزیزانِ من! و ای مرز و بومِ خداوندی!
جهان تاجهان است آباد باش بر و بوم مردان آزاد باش
آرزو میکنم تا جهان برقرار است آباد و خرّم و سرزمین مردمان وارسته باشی!